اخبار انجمنتهرانرویدادها

یک کتاب‌کشیِ اسمی

به گزارش خوشه و به نقل از مشرق، احتمالاً همه ما تجربه اثاث‌کشی و بالا و پایین کردن اسباب و اثاثیه خانه داریم و از سختی‌های آن می‌توانیم مثنوی هفتاد مَن بنویسیم. اصلاً کافی است اسم اثاث‌کشی و باربری و کارتن‌کردن وسایل برده شود تا رگ کمرمان بگیرد و یک هفته بخوابیم. برای همین گفتن و نوشتن از سختی‌های اثاث‌کشی نه‌تنها دردی را دوا نمی‌کند و حس هم‌دردی برنمی‌انگیزد، بلکه یادآور رنج‌ها و مشکلاتی است که در روند خانه به دوشی متحمل شده‌ایم و پشت سر گذاشته‌ایم. ولی همین چند روز قبل اتفاقی افتاد که در نوع خود نه‌تنها عجیب بود بلکه جالب نیز محسوب می‌شد.

از چند روز قبل در فضای مجازی «بنری» با عبارت نسبتاً نامانوسی تحت عنوان «کتاب‌برون» دست به دست می‌شد و کاربران فضای مجازی که اندکی در فضای کتاب بودند با انتشار این پوستر در واقع فراخوانی را منتشر می‌کردند برای دعوت از علاقه‌مندان به منظور شرکت در یک حرکت فرهنگی!

ماجرا به این ترتیب بود که قرار بود یک اثاث‌کشی فرهنگی صورت بگیرد. در واقع یک کتابفروشی داشت از محل قبلی خود به محل جدیدش نقل مکان می‌کرد و می‌خواست از مشتری‌ها و مخاطبانش دعوت کند تا در حرکتی نمادین کتاب‌ها را از فروشگاه قدیمی به فروشگاه جدید دست به دست کنند تا هم آغاز به کار فروشگاه را اعلام کرده باشد و هم این‌که مشتری‌ها را در این جابه‌جایی و گذاشتن سنگ بنای این کتابفروشی جدید سهیم کند تا همیشه یک خاطره متفاوت از آنجا داشته باشند.

وقتی خبردار شدیم که قرار است چنین اتفاقی بیفتد گفتیم «مگه داریم؟ مگه میشه؟» ما کسانی هستیم که حاضر نیستیم یک نخود داخل دیگ خودمان (اثاث‌کشی خودمان) بیندازیم حالا بیاییم در یک عصر تابستانی در جابه‌جایی کتاب‌های یک کتابفروشی شرکت کنیم؟ (آن هم کتاب که باربران شرکت‌های خدمات حمل و نقل به سختی آنها را جابه‌جا می‌کنند و همواره این پرسش که «این همه کتاب را برای چه جمع کرده‌ای؟» ورد زبان‌شان است.)

ولی عصر پنجشنبه وقتی صف افراد را که مشغول دست به دست کردن کتاب‌ها بودند را دیدیم حرف‌مان را پس گرفتیم. صفی که کتاب‌های بسته‌بندی شده را از «ترنجستان سروش» به «کتاب اسم» منتقل کردند و به صورت رسمی «کتاب اسم» را افتتاح کردند.

در واقع با نگاهی به چهره افراد می‌شد خواند که بیش از ۵۰ درصد آنها از طیف و طایفه همان کسانی هستند که وقتی حرف از جابه‌جایی اوغول منقل و کارتن کردن آنها می‌شود فریاد مهره‌های کمرشان به هوا می‌رود ولی پنجشنبه یک روز گرم تابستانی در تیرماه «یک کتاب‌کشی اسمی» را رقم زدند.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

همچنین ببینید

بستن